حدود ده سال پیش بود که با دوست خوبم به غار بوغلو قویو در ارتفاعات خانه های سازمانی ماکو رفتیم ، این غار برای ورود نیازمند کارگاه و فرود با طناب می باشد و عمق و وسعت زیادی ندارد ولی دهانه بزرگ و ترسناک آن آنرا محبوب و معروف ساخته است.

هوا سرد و مه آلود بود ولی دل هایمان گرم و وجودمان پر از انرژی ، بعد از رسیدن به مرتفع ترین قسمت کوه قیه به سمت مکان مورد نظر حرکت کردیم و بعد از برپایی کمپ به سمت دامنه کلاهک سنگی قیه راه افتادیم و همراه با تماشای جلوه های طبیعت سخنان بسیار گفتیم .

از کوه چرکین پایین آمدیم و در مسیر کوه مورس به ییلاق و چشمه های همیشه جوشان رسیدیم ، آب چشمه به قدری سرد بود کن نوشیدنش را دشوار میکرد ، بعد از پر کردن آب هایمان بی درنگ از اولین شیب مسیر بالا رفتیم که بعد از فرود از چرکین کمی سخت و کسل کننده بود ولی چیزی از انگیزه ما کم نکرد .

گُرده بزرگ با نام انسور ، دره ای بزرگ به نام انسورون دره سی مابین کوه چرکین و شهر ماکو ایجاد کرده است که از ابتدا تا انتهای دامنه شمالی کوه چرچین را در بر گرفته است و فقط گردنه ای به نام بویونلوخ قله این گُرده را به کوه چرکین یا چیرچین متصل کرده است.

بی شک صعود به دو قله در یک روز کار آسانی نیست ولی جذابت ها و چالش های مختص به خویش را دارد ، لذت چنین تجربه ای به ما انگیزه بیشتری داد تا صبح زود به سمت روستای توریان حرکت کنیم تا بموقع از دامنه کوه چرکین به سمت قله حرکت کنیم و سپس مسیرمان را به سمت قله کوه مورس در پیش بگیریم .

کوه چرکین یکی از خشن ترین کوههای شهر ماکو است که همیشه مانند کوه قارلی آب و هوای متفاوتی نسبت به سایر کوهها دارد ، ارتفاع این کوه از 2780 تا 2799 اندازه گیری شده است

ابتدا به چشمه و منطقه آتابی رفتم ، دوستان در بالای بلندی آتابی مشغول خوردن چای بودند و مرا میهمان خود کردند ، در همان هنگام شخصی با سیخ هایی از کباب بسوی من آمد

ورودی شهر ماکو و مسیر کاروان گوران جاهایی هستن که فقط اهالی که در نزدیکیش زندگی میکنن میرن ، اینجا هم مثل جاهای دیگه طبیعت این شهر سنگی زیباست و منظره ای متفاوت از آتابی تا بالای کوه قیه رو میشه از اینجا مشاهده کرد . دره ها ، دامنه ها و سیلاب ها جزئی از جاذبه های این محدوده هست

شب های مه آلود ماکو ، شب هایی که کوهستان رخی متفاوت تر از همیشه داشته و ترس و آرامش را همزمان در روح جاری میکند

روستای پره خودک یکی از روستاهای خاص ماکو است که در کوه پایه های کوه مورس قرار دارد ، وقتی که به کوهپایه های کوه مورس رسیدیم کوهستان طاقتی نداشت و در جنگ با زمان تمام توانش را باخته بود ، آری کوه پایه های مورس اسیر فرسایش شده بود و انگار ضعف هستی را در مقابل زمان به رخ میکشید میوه های وحشی مانند قره جوز ، یمیشان ، داغ آلماسی لذت مسیر را دو چندان میکرد ، گاهی بر روی سنگ هایی که از ریزش کوه انباشته شده بودند مینشستیم و من به خودم میگفتم .  . . ای انسان چه چیزی تو را در مقابل پروردگارت مغرور ساخته است

به هنگام تاریکی به بالای کوه قیه رسیدیم ، زیبایی رعد و برق ها بر فراز آسمان شهر ما را مشتاق عکاسی شب کرده بود ، محسن جعفری و من هر کدام در گوشه ای مشغول به عکاسی از صاعقه های زیبا در آسمان تاریک ماکو شدیم

آفتاب از میان ابر ها و تاریکی بالا می آمد که در شیب سمت چپ کوه دومانلی مشغول صبحانه شدیم ، بعد از اتمام صبحانه با تماشای قطره های باران بر روی گل ها و طبیعت حرکت کردیم ، ما تنها نبودیم ! ابرهایی که بسوی کوه دومانلی (ابری) حرکت میکردند همسفر ما شده و گاهی مارا به آغوش میگرفتند